Lilypie Kids Birthday tickers


























پــــــــــارمـــــــیــــــدا

نویسنده: پارمیدا - جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٥

پنجشنبه رفته بوديم همايش

اين دفعه دايی جونم و دخترعموم هم با ما اومده بودند

خيلی شلوغ شده بود

منم همش منتظر بودم عمو جون دکتر ، عمو جاهل ، عمو حسين و عمو سروش بيان

عمو محمد از نمايشگاه کتاب برام يه کتاب صورتی خريده بود

ميسييييی عمو

 




نویسنده: پارمیدا - چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٥

دوشنبه که رفته بودم کلاس نقاشی خانوم مربی گفت که ببعی بکشم .

منم دو تا ببعی مامانی کشيدم...

ولی خانوم مربی گفت که عکس يه پسری رو هم بکشم

چون بايد کسی باشه که مواظب ببعی ها باشه

چون گرگ ببعی ها رو ميخوره

به اون کسی که از ببعی ها مواظبت ميکنه چوپان ميگن!

 

 




نویسنده: پارمیدا - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٥

جمعه با مامانم رفته بوديم نمايشگاه کتاب

نمايشگاه خيلی خوب بود

مامان برام يه عالمه کتاب خريد

و سی دی دهکده بازی خاله ستاره !

بازيهای قشنگی داره اين سی دی

منم همش دوست دارم بشينم بازی کنم

ولی مامانم مگه از پای کامپيوتر بلند ميشه

همش وولاگ مينويسه

 ديروز هم رفتيم پيش عمو جون دکتر که من خيلی دوسش دارم

اصلا اين پرشين نيلاگ خيلی قشنگه

با عمو سروش و عمو حسين کلی بازی کردم

اونقدر بدو بدو کردم که خيلی خسته شدم

اونقدر خسته بودم که ديشب نتونستم وولاگ بنويسم

زود لالاکردم

 




نویسنده: پارمیدا - سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٥

چه هفته خوبی بود

هم صاحب يه دوچرخه خوشگل شدم

هم يه وب لاگ ناناز که با دنيا عوضش نميکنم

من دختر پرشينی هستم وب لاگمم بايد پرشينی باشه

ممنون عمو جون دکتر

 




Design By : shotSkin.com